سالها گذشتن از یک مسیر، از یک کوچه، از یک خیابان ملال آور است. البته همه چیز تغییر می کند، ضخامت و درز آجرهای خیابان ها، رنگ دیوارها ، تعداد گربه های کوچه مان، تعداد برگ های ریخته شده روی زمین امروزی تا دیروزی و... و انگار این روزها بیشترین تغییرات شامل چیز های بی جان است و چه کسی دیگر حال دارد به آنها نگاه کند! من که ندارم. دور و بری ها می گویند با وضعیت اجتماع نباید توقعی غیر از این داشت ولی وقتی فکر می کنیم بیش از یکبار به دنیا نمی آییم آنوقت پذیرش حالمان با اوضاعمان کمی که نه زیادی سخت می شود. ولی لابد همه اینها بی خیال!
