تبليغاتX
یک روز صبح در لندن - دیگر صبح های دوشنبه کسی sms نمی زند

یک روز صبح در لندن

دیگر صبح های دوشنبه بدو بدو از خانه نمی زنیم بیرون، دیگر حوالی ساعت 10 در هفت تیر پیدایمان نمی شود، دیگر نوشین طریقی صبح های دوشنبه sms  نمی زند که کجایی نمی آیی؟ دیگر لازم نیست صد تا بهانه بیاوریم که این بار هم گزارش مان را ننوشتیم.

 در طول این 4 سال من بدون شک یکی از مهمترین بد قول های مجله بودم.هر هفته اتفاقی را علم می کردم برای دلیل ننوشتنم و هر بار هم رویا کریمی ، مسئول بخش از درون جامعه مجله (البته در زمان او خوش قولترین بودم) بعد تر شیوا زر آبادی و این یک سال اخیر نوشین عزیز با مهر بانی دلایل افسردگی ، افسردگی حاد، تب مزمن و هزار بهانه دیگر را می پذ یرفتند و خانم شرکت با خنده می گفت خدا شانس بده که سر و کار ما با هر چی افسرده است افتاده ! آخرین گزارش من به مجله که قرار بود 3 بار در مجله خوانده شود ومن هر 3 بار به مدد پرویی بهانه های آنچنانی برای ننوشتن گزارشم سر هم کردم  درباره دیوانگی بود . گزارش را واقعا واقعا می خواستم صبح چها رشنبه یعنی پس فردا تحویل بدهم، گزارشی که برای نوشتن اش زحمت کشیدم ، دوستش داشتم. وحالا نمی دانم چه کارش کنم !مرتب چیز های جدید یادم می آید و دلم می گیرد از آن همه تصمیمی که در فضا معلق ماند، هفته پیش بچه های گروه گزارش  در باره مطالب شماره عید صحبتکردند که پر از گزارش های شاد وطنز باشد ( قابل توجه هیت منصفه مطبوعات )

 در آن مجله من بهترین گزارش هایم را نوشتم و در آن مجله من بهترین گزارش ها را از روزنامه نگاران شنیدم. در آن مجله هنوز سنت واحترام به نقد  وجود داشت،و بر خلاف فضای حاکم در مطبوعات فعلی هنوز در آن مجله کسی با هدف پر شدن صفحه نمی نوشت . در آن مجله بی اغراق نوشتن برای همه حرکتی لذت بخش و متفاوت بود . هر دوشنبه بچه ها دور میز اتاق خانم شرکت می نشستند و گزارشهای یکدیگر را نقد می کردند .آسیه راست می گوید ما بهترین نقدها  را از مطالبمان دور همان میز شنیدیم .

 

امروز مجله زنان لغو امتیاز شد. هنوز نمی توان باور کرد که دیگر زنان نیست، بعد از 16 سال انتشار. طفلک خانم شرکت، امروز او در مجله تنها کسی بود که سعی می کرد ناراحتی اش را نشان ندهد، او را باید شب دید، در تنهایی اش، وقتی کسی دوربرش نیست که نیازی به دل داری او داشته باشد، وقتی ملافه را تا روی پیشانی اش می کشد که دخترکانش صورت نم دار او را نبینند.

 

امروز بی برو برگرد یکی از  مهمترین خبرهای مهم جهان حتی اگر مدتی بعد در هجوم خبر های دیگر کسی یادش نماند، فراموش شود در زیر بار هزار بار سنگین دیگر این بود  :  شهلا شرکت در غروب سرد بهمن 1386 عزیز 16 ساله ای را از دست داد .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 10:12 PM  توسط نیلوفر رستمی  |